روغن یا گریس در روانکاری الکتروموتورها - قسمت اول

در این مقاله به تشریح عوامل موثر در انتخاب گریس یا روغن در روان کاری الکتروموتورها پرداخته شده است.

روغن یا گریس در روانکاری الکتروموتورها - قسمت اول

روغن یا گریس در روانکاری الکتروموتورها

روغن یا گریس؟ : 7 عاملی که باید به یاد داشته باشید(بخش اول)

شاید جعبه دنده (گیربکس) شما نشت داشته باشد، و شما به فکر این باشید که آیا نوع روان کننده را از روغن به گریس تغییر دهم یا نه؟! شاید گریس شما با یک نرخ غیرعملی با اکسیژن ترکیب شده و باعث زنگ زدگی شود، و شما فکر کنید که روغن گزینه بهتری می تواند باشد. یا شاید شما فقط از بوی بد گوگرد خسته شده اید که که حتی بعد از روانکاری مجدد روی دستان شما باقی می ماند(یا شاید شما اصلا هیچ ایده ای نداشته باشید که فکر کنید کدام یک از این دو روان کننده بهتر است). ممکن است شما در مورد تغییر نوع روان کننده درست عمل کنید. با این حال ممکن است چندین عامل کلیدی را رعایت نکرده باشید که می تواند تصمیم شما را بیشتر شبیه به یک آرزوی مرگ برای موتورتان کند تا یک راه حل برای این مشکل!

بحث در مورد روغن در مقابل گریس بسیار پیچیده تر از بحث های ساده ی رقیق یا غلیظ بودن، طول عمر کوتاه یا طولانی، تعمیر و نگهداری آسان یا سخت است. در حقیقت معمای روغن و گریس بیشتر شبیه یک ارجاع قدیمی به میخ های مربعی و گرد است! صرف نظر از شکل آنها هر دو میخ کاربرد یکسانی دارند دقیقا مثل آنچه روغن و گریس انجام می دهند. با این حال بسته به سوراخ میخ، یا در اینجا بسته به کاربرد ، برای کارایی و عملکرد خوب و بهینه یکی بهتر از دیگری عمل می کند.

به طور معمول هنگامی که تصمیم می گیرید که چه روان کننده ای استفاده کنید - روغن یا گریس- باید ابتدا هفت عامل زیر را در نظر بگیرید:

1-      آب و هوا (کدام دما و شرایط آب و هوایی در منطقه شما معمول است؟)
2-      ساعتهای فعالیت (آیا استفاده از موتور متناوب است یا پیوسته؟)
3-      لرزش (چه مقدار حرکت باید رخ دهد؟ چقدر گرما تولید خواهد شد؟)
4-      بار (کاربری شما چقدر زیر فشار خواهد بود؟)
5-      جهت (آیا سطح پرکننده روانکاری برای نحوه نصب دستگاه مناسب است؟)
6-      پاکیزگی محیط زیست (کاربرد شما چه قدر درمعرض عوامل خارجی مختلف است؟)
7-      راندمان (کاربری شما چقدر باید کارآمد باشد؟)

این مقاله در دو پست مختلف بیشتر به تفصیل این هفت عامل خواهد پرداخت. در بخش نخست آب و هوا را در نظر خواهد گرفت.سپس تاثیرات ساعات عملیات و ارتعاش را بررسی می کند. در ادامه در مورد بار بحث خواهد شد و در نهایت تاثیر جهت کاربری، پاکیزگی محیطی و راندمان حاصله را دنبال خواهد کرد.

قبل از شروع بد نیست از مقالات " قواعد تعمیر و نگهداری الکتروموتورها " و " سیزده دلیل اصلی خرابی موتورها " که مرتبط با این مقاله نیز می باشد، دیدن فرمایید.

عامل شماره 1: آب و هوا

روغن و گریس به راحتی تحت تاثیر تغییرات آب و هوا و تغییرات دما قرار دارند و در نتیجه نوع روانکاری به شدت وابسته به آب و هوا است. روغن ویسکوزیته کمتری از گریس دارد، گریس به نوعی پسر عموی غلیظ تر روغن است (گریس ازترکیب یک روغن پایه، غلیظ کننده و افزودنی ها تشکیل شده). در نتیجه؛ از آنجایی که گریس و روغن عملکرد مشابهی دارند، اغلب گمان می شود قابل تعویض با یکدیگر هستند. با این حال، چون گریس نقطه ریزش بالاتر (کمترین دمایی که در آن روان کننده هنوز می تواند جریان یابد) و نیز نقطه ی پایین افتادگی کمتر (دمایی که در آن گرما باعث می شود گریس آنقدر نرم باشد که نتواند به درستی عمل کند) دارد. آب و هوا بر اینکه چه روان کننده ای استفاده کنید، تاثیر بسیار دارد.

گرما و سرمای شدید گریس را بیشتر از روغن تحت تاثیر قرار می دهد. در حالی که غلظت روغن عمدتا ثابت باقی می ماند، گریس بیشتر شبیه به نوع مکانیکی ژله است.

گرما و سرما در روانکاری

دماهای داغ تر = نرم تر، ثبات مایع بیشتر

دماهای سردتر = سخت تر، قوام ژلاتین یا ملاس بیشتر

گرما به طور بالقوه می تواند عملکرد گریس را تا زمانی که خیلی رقیق شود و نتواند پوشش مناسب را تامین کند کاهش دهد، در حالی که سرما می تواند گریس را منجمد کند.این باعث می شود که پوشش روان کننده خیلی ضخیم شود و از آنجایی که هر نقطه ای از تقاطع تمایل دارد به طور کامل از روان کننده پاک شود، سطوح تماس را تحت تأثیر قرار می دهد و سبب می شود چرخ دنده ها خراب شود. به خاطر این تفاوت ها، گریس در سطوح ویسکوزیته متفاوتی طبقه بندی شده است که در جدول زیر آمده است.

جدول غلظت و شماره بندی گریس

با توجه به جدول، گریس NLGI 2 به عنوان غلظت معمولی در نظر گرفته شده. احتمالا این همان چیزی است که وقتی مردم کلمه گریس را می شنوند به ذهنشان خطور می کند.همانطور که از جدول پیداست شماره ها با ویسکوزیته (غلظت) گریس رابطه مستقیم دارند. در نتیجه شماره های پایین تر در آب و هوای سرد استفاده می شوند و شماره های بالاتر برعکس. غلظت های خاص برای دما های خاص استفاده می شوند.

به نظر ساده می آید نه؟! اما وقتی آب و هوای محیط و همچنین دمای داخل خود دستگاه را هم در نظر بگیریم چه می شود؟

هر وسیله ای دو شاخص دمایی دارد، شاخص داخلی و بیرونی. به عبارت دیگر گیربکس و روان کننده های آن فقط تحت تاثیر آب و هوای محیط اطراف نیستند، بلکه به اینکه موتورها یا الکتروموتورها چند وقت یکبار استفاده می شوند، برای چه کاری استفاده می شوند و نحوه ساخت آنها نیز بستگی دارد.

عوامل شماره 2 و 3: ساعتهای فعالیت و ارتعاش

شرایط آب و هوایی غیر منتظره خیلی سخت است. حتی اگر یک دماسنج یا یک نرم افزار روی گوشی موبایل خود در دسترس ندارید (یا هیچ سر رشته ای در هواشناسی)، زیاد طول نمی کشد که متوجه گرمای شدید یا سرمای استخوان سوز شوید درنتیجه خیلی طول نمی کشد که این احساسی که شما از سرما و گرما دارید را موتور نیز حس کند.

در مورد روزهای خوب و آفتابی با یک نسیم ملایم چطور؟ یا زمانی که استادانه بهترین دما را بری خانه تان انتخاب کرده اید و می توانید به راحتی در آن قدم بزنید و برای لحظه ای از شرایط خارج از خانه راحت باشید چطور؟ در مورد موتور ها چطور؟ (آیا این امر در مورد موتور ها هم صادق است؟)

بسته به میزان استفاده از آنها ممکن است فضای آرامی را تجربه نکنند. در واقع، آب و هوای داخلی آنها بر خلاف دمای خنک اطراف آنها بیشتر شبیه یک صحرای گرم است. این اتفاق به دلیل فعالیت بی وقفه یک وسیله بیش از 20 یا 30 دقیقه رخ می دهد – بدون در نظر گرفتن اینکه از 2 ساعت قبل کار می کرده و یا برای 2 ساعت دیگر به صورت بیهوده کار خواهد کرد(طبقه بندی "پیوسته" یا "متناوب" وابسته به مقدار زمانی است که دستگاه با قدرت کامل بارگذاری می شود.)

           " فعالیت یک وسیله برای بیش از 20 یا 30 دقیقه ، چرخه کاردهی پیوسته در نظر گرفته می شود. "

به عنوان یک قاعده کلی گفته می شود که استفاده سنگین از یک وسیله، گرما را افزایش می دهد. این پایه و اساس اصطکاک است. فکر کنید وقتی در زمستان دستکش های خودرا فراموش کرده اید چگونه دست های خود را به هم مالش می دهید تا گرم بمانید و یا اینکه مسافران بیایان برای آتش روشن کردن چگونه قطعات چوب را به هم ماش می دهند. این همان مفهومی است که در مورد فضای کاری داخلی موتور هم صادق است و بنابر این می تواند غلظت روان کننده درون موتور را تغییر دهد (دقیقا همانطور که محیط خارجی می تواند). بیشتر اجزای موتور حرکت می کنند (و نقاط بیشتری برای اصطکاک بوجود می آید)، علت نرم شدن گریس، بیشتر به دلیل افزایش گرمای تولید شده است (گرچه برخی از مواد افزودنی می تواند به جلوگیری از این مشکل کمک کند).

توجه داشته باشیم که روغن برای تغییر دماهای دائمی بهترین گزینه است. اما به طور بالقوه برای کاربرد های خاص در دما های بسیار زیاد، گریس روان کننده کارآمدتری است.

همانطور که تحت تاثیر آب و هوا ، وقتی که روان کننده از نواحی ضروری تماس فلز با فلز دور می شود و زمانی که شاخص کلی حرارت افزایش یابد اکسیداسیون (زنگ زدن قطعات فلزی) اتفاق می افتد. در دمای بسیار بالا، روغن پایه (یا خود روغن اگر از گریس استفاده نمی کنید) تبخیر میشود و باعث ناکارایی روان کننده می گردد. از سویی دیگر اکسیداسیون یک ماده چسبناک تولید می کند که بر کارآمدی روانکار تاثیر می گذارد. ادامه شرایط دمایی بالا این اکسیداسیون را افزایش می دهد.

روغن نسبت به موضوع ویسکوزیته مربوط به دما حساسیت کمتری دارد، زیرا طبیعت روان بودن آن گرما را از قطعات متحرک دور می کند (ومعمولا سر و صدای کمتری ایجاد می کند). در نتیجه باید توجه کنیم که افزایش ویسکوزیته گریس باعث افزایش سر و صدای تجهیز می شود. پس افزایش سر و صدای خروجی ناشی از افزایش غلظت (سفت شدن) گریس است.

از بحث دما که بگذریم، قطعات متحرک، خود عاملی برای نگرانی هستند. باری که انتظار می رود حمل کنند (که در ادامه مورد بحث قرار می گیرد)، جهت قرارگیری آنها، پاکیزگی، و کارایی هم از عوامل دخیل در کار گریس و روغن هستند.

برای دیدن بخش بعدی مقاله "گریس یا روغن؟" اینجا کلیک کنید.

 منبع: http://www.groschopp.com/oil-or-grease-7-factors-to-remember/

نظرات کاربران

نظر خود را ثبت نمایید

CAPTCHA code